X
تبلیغات
رایتل
تبلیغات پیامکی

ماهی سیاه کوچولو

هی یادش بخیر

  

بعضی اوقات که به شیشه­ی پنجره­ی اتاقم نگاه می­کنم می­بینم که تصویر تو توش نقش بسته، گویی تو توی شیشه­ای و من می­تونم تمام حرفایی که تو اون مدت بهت نزده بودم بهت بزنم و بگم 10 تا دوسِت دارم، راستی تا یادم نرفته اینم بگه که تمام خاطراتمون رو هم می­دیدم و بعضی وقت­ها هم به خاطراتمون می­خندیدم، به کارامون، به شیطونیامون، به حرفایی که می­زدیم، هی یادش بخیر …

یه وقتایی هم می­خواستم بعضی حرف­ها و خاطراتمون و که مثل بخار روی شیشه نشسته بود و نمی­ذاشت بهتر ببینمت رو پاک کنم. البته بعضی وقت­ها با این بخارهای رو شیشه بازی می­کردم و یه چیزایی رو روی شیشه می­نوشتم و تو از ته دل می­خندیدی باورت می­شه از ته دل می­خندیدی هی یادش بخیر …

ای کاش می­شد بر می­گشتم و یه سری بایدها رو می­ذاشتم که یه سری بایدها رو بردارم، خلاصه، هی یادش بخیر…