X
تبلیغات
رایتل
تبلیغات پیامکی

ماهی سیاه کوچولو

 

وقتی تو را می دیدم زمان را احساس نمی کردم.
وقتی پیش تو بودم همه جا تو بودی
(( در و دیوار )) هر جا که نگاه میکردم تو بودی.
وقتی تو پیشم نبودی یا وقتی که نمی دیدمت میتوانستم تو را احساس کنم.
زمان می گذشت و من در خوابی شیرین بودم
هرگز زمان را احساس نمی کردم.
تا اینکه کم کم چشمام رو باز کردم
، هر چقدر بیشتر چشمهایم رو باز می کردم
کمتر تو را می دیدم!
چرا اینطوری شد؟
وقتی کامل چشمایم رو باز کردم
، دیگه ندیدمت!!!
دنبالت گشتم
، پیدات نکردم.
زمان می گذشت و من کم کم همه چیز را فراموش می کردم.
یک شب که به آسمان نگاه می کردم
، دیدم که ستاره ها با شبهای دیگه
فرق می کنند
، انگار میخواستن خبری به من بدن

اون شب وقتی خوابیدم
دوباره در خوابم تو را دیدم
، دیدم که پیش من هستی  ولی مثل قبل نبودی
خیلی عوض شده بودی.
وقتی که از خواب بیدار شدم
، دیدم که واقعا عوض شده بودی ........!!